خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )

5

نهج البلاغة ( فارسي )

گيرد ، و انديشه‌اى كه تصرّف او را پذيرد . با دست و پايى در خدمت او و اعضايى در اختيار و قدرت او . بادانشى كه بدان حق را از باطل جدا كردن داند ، و مزه‌ها و بويها و رنگها و ديگر چيزها را شناختن تواند . آميخته با طبيعتهاى متضاد و سركش و آميزه‌هاى با هم ناخوش ، گرم با سرد در آميخته و ترى بر خشكى ريخته - و حيرت همه را برانگيخته - . پس ، از فرشتگان خواست تا آنچه در عهده دارند ادا كنند و عهدى را كه پذيرفته‌اند وفا كنند . سجدهء او را از بن دندان بپذيرند ، خود را خوار و او را بزرگ گيرند ، و فرمود : « آدم را سجده كنيد اى فرشتگان ! فرشتگان به سجده افتادند جز شيطان » كه ديدهء معرفتش از رشك تيره شد و بدبختى بر او چيره ، خلقت آتش را ارجمند شمرد و بزرگ مقدار و آفريدهء از خاك را پست و خوار ، پس خدايش مهلت بخشيد كه خشم را سزاوار بود ، و كامل شدن بلا و آزمايش را در خور و به كار ، و وفاى به وعده را - چه كسى كند چون پروردگار ! - و پروردگار فرمود : « همانا تو از واپس افكندگانى كه تا رسيدن رستاخيز بمانى . » پس خداى سبحان آدم را در خانه‌اى آرام داد ، جايگاهى در امان و بىبيم ، با زندگى فراخ و پر نعيم ، و او را از شيطان بترسانيد كه دشمنى است لئيم . امّا دشمن او بر نمىتافت كه آدم با نيكوكاران در بهشت به سر برد ، كوشيد تا او را از راه به در برد . او را بفريفت تا يقين را به گمان فروخت و آتش دو دلى بروبار عزم او را بسوخت . شادمانى بداد و بيم خريد ، فريب خورد و پشيمانى كشيد . سپس خداى سبحان در توبه را به روى او گشاد ، و كلمهء رحمت بر زبان او نهاد ، و به دو وعدهء بازگشت به جنّت داد ، و او را بدين سراى فرود آورد كه خانهء رنج و امتحان است و زادن فرزندان ، و خداى سبحان از فرزندان او پيامبرانى گزيد ، و از آنان به زبان وحى پيمان ستد و هر پيامبر آن را شنيد - ، كه امانت او نگاه دارد و حكم خدا را به ديگران برساند ، و اين هنگامى بود كه بيشتر آفريدگان از فطرت خويش بگرديدند و طومار عهد در نورديدند ، حقّ او را نشناختند و برابر او خدايانى ساختند . شيطانها آنان را از خداشناسى به گمراهى كشيدند ، و پيوندشان را با پرستش خدا بريدند .